...دوستان عزیز به وبلاگ خودتون خوش آمدید...
...برای فرج آقا امام زمان(علیه السلام)دعا کنید...
...این وبلاگ آمادگی خود برای هرگونه تبادل لینک و مطلب با دوستان عزیز هیئتی را اعلام می کند...
...منتظر نظرات شما هستم...
...التماس دعا...
برای ورود به وبلاگ کانون فرهنگی شهدای جنیران اینجا کلیک کنید
: مرتبهکد آهنگ پیشواز با صدای حمید علیمی برای مشترکین ایرانسل

برای مشاهده و دریافت کدها به ادامه مطلب مراجعه شود . . .
: مرتبهادامه مطلب...
قسمتی از مراسم شب ششم هیئت جوانان امام سجاد(ع)جنیران را میتوانید به صورت (mp3) ازطریق لینک غیر مستقیم دریافت کنید.
شکر خدا که سجده گر محضرت شدیم(مجید شاه سنایی)
ای شمع سینه سوخته(مجید شاه سنایی)
تمام خستگی بر تن(کربلایی حمید شاه سنایی)
باز فاطمیه(کربلایی حمید شاه سنایی)

: مرتبهجلسه کامل شب عاشورا ۱۳۹۰ مکتب الحسین علیه السلام اصفهان را میتوانید به صورت صوتی
دریافت کنید. (لینک غیر مستقیم)
داری منو رها میکنی نگاه به قتلگاه میکنی(حمید علیمی) تک**
خدا کند نرود امشب و سحر نشود(حمید علیمی) سنگین
امشب اگر فردا شود . . .(حمید علیمی) شور
آب آورم علمدار لشکرم(حمید علیمی) شور** به سبک پیرم کردی
کربلا غوغاست امشب شب عاشوراست امشب(هادی یزدانی) شور*

: مرتبهجلسه کامل مراسم شب اول هیئت جوانان امام سجاد(ع)جنیران را میتوانید به صورت (mp3) ازطریق لینک غیر مستقیم دریافت کنید.
سخنرانی شب اول - حجت الاسلام ربانی شیرازی
مداحی شب اول با مداحی کربلایی محمد خانلر

: مرتبه
: مرتبهنگاهی کوتاه به زندگی و شخصیت سید علامه بحرالعلوم

طلوع فرخنده
سید مهدی که بعدها به بحرالعلوم ملقب شد ، در شب جمعه سال 1155 هـجری قمری در شهر
کربلا دیده به جهان گشود و با طلوع فرخنده خود فضای منزل پدرش ، سید مرتضی
طباطبائی را عطرآگین و نورانی ساخت ، شبی که سید به دنیا آمد ،
پدر روحانی و پرهیزکارش در عالم خواب دید که امام رضا (علیه السلام ) دستور دادند
به یکی از اصحاب خویش بنام محمدبن اسماعیل بن بزیع که شمعی برفراز بام سید
مرتضی برافروزد ، وقتی محمدبن اسماعیل آن شمع را روشن کرد ، سید
مرتضی می گوید : مشاهده کردم ، نوری از آن شمع به آسمان بالا رفت که نهایت
نداشت ، پس تعجب کردم و با خود گفتم این چه بود که من دیدم ؟ که ناگهان از خواب
بیدار شدم و در همان ساعت خبر تولد سید مهدی را برایم آوردند ،
شیخ عباس قمی می نویسد : شکی نیست که آن شمع علامه بحرالعلوم بود ، که دنیا
را با نور خود روشن کرد و از روشنایی نور او ، عالم منوّر شد و مقام والای وی زبانزد
عام و خاص گردید ، او یگانه روزگار و احیاگر و زنده کننده ی آداب
و رسوم اسلامی درجهان بود .
اقامت در نجف اشرف
سید بزرگوار پس از فراگیری مقدمات علوم در کربلا به سال 1169 هجری قمری رهسپار
نجف اشرف شد تا در حوزه علمیه بزرگ این شهر به تکمیل تحصیلات خود بپردازد .
بحرالعلوم در اندک زمانی با بهره گیری از محضر دو استاد بزرگ یعنی وحید بهبهانی
و شیخ یوسف بحرانی توانست مدارج علمی را به سرعت طی کند و بالاخره با سعی و
کوشش فراوان ، عالمی فقیه و دانشوری اصولی و فرزانه ای بزرگ گردد .
وحید بهبهانی در اوخر عمر مردم را در مسائل و فتواهای احتیاطی به سوی سید راهنمایی
می کرد و او را مجتهدی جامع الشرایط می دانست .
آرى ! بالاخره با درگذشت بهبهانی در سال 1186 هجری قمری علامه بحرالعلوم در
حالی که سی سال بیشتر نداشت عهده دار مقام مرجعیت شد .
مرد فضیلت و تقوا
سید ، مرد فضیلت و تقوا و نمونه کامل از اخلاق نیکوی انبیاء بود . بحرالعلوم ، معلم اخلاق
و انسانیت و از مصادیق بارز اخلاق نیکو به شمار می رفت . اگر کسی بخواهد انسان های
وارسته بعد از پیامبران و ائمه معصومین علیهم السلام را بشمارد، باید این مرد عالی مقام
را در رده ی اول قرار دهد . او نمایشگر اخلاق پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و
راهگشای راه تزکیه و سیر وسلوک و از پیروان واقعی خط عرفان الهی بود .
از نظر تواضع و فروتنی در مرتبه عالی قرار داشت . برای مردم ، پدری رئوف
و مهربان به حساب می آمد . وقتی کسی به خدمت او میرسید از دیدارش سیر نمی شد ،
آرزو می کرد گفتگو با او طولانی تر شود .
هنگام حضور در مجلس درس و بحث ، به دلیل اخلاق خود ، شاگردان پروانه وار، دور او
را می گرفتند . آنها شیفته او بودند ، شاگرد بلند آوازه ی او مرحوم کاشف الغطاء ، درباره ی
شخصیت استادش چنین می گوید :
همه فضایل و اخلاق شایسته در او جمع شده بود و در دنیا هیچ فضیلتی نیست مگر اینکه
از حضور او صادر شده و او دارای آن فضیلت است .
چه خوش است صوت قرآن ....
میرزا حسین لاهیجی رشتى ، از زین العابدین سلماسی همراه همیشگی سید بحرالعلوم ،
چنین نقل می کند که روزی با سید وارد حرم مطهر امیرمومنان علی(علیه السلام ) شدیم ،
ناگهان بحرالعلوم شروع به خواندن این شعر کردند :
چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنیدن
به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن
پس از آن از ایشان پرسیدم: علت خواندن این بیت چه بود؟
ایشان فرمودند : چون وارد حرم حضرت علی(علیه السلام ) شدم دیدم حضرت
حجت بن الحسن ( ارواحنا لتراب مقدمه فداه )
در بالای سر با آوازه بلند مشغول تلاوت قران است . چون صدای آن بزرگوار را شنیدم
این شعر را خواندم .
سید با سر و پای برهنه در میان عزاداران
در سابق رسم بود که علمای شیعه مقیم نجف اشرف در روز عاشورا پیاده به کربلا می رفتند .
در بین راه محلی وجود داشت به نام طویرج که چهار فرسخ با کربلا فاصله داشت و در این
روز دسته های سینه زن از آنجا به طرف کربلا حرکت می کردند و علما
و مراجع به آنها ملحق شده و با آنان سینه می زنند .
سید مهدی بحرالعلوم با عده ای از طلاب به استقبال دسته سینه زنی طویرج رفتند . عشق و شور
عجیبی در این دسته به چشم می خورد همه بر سر و سینه می زدند و هر آن شور و
شوقشان بیشتر می شد و طنین آن در فضا شکسته می شد و حال تماشاچیان
را منقلب می کرد . آرى ! خدا در جان و تنشان ، روح و عشق حسینی دمیده بود .
در این حال بود که ناگهان علامه بحرالعلوم ، مجتهد طراز اول جهان تشیع ، عمامه
و عبا را زمین گذاشت و با سر و پای برهنه میان جمعیت عزادار رفت و مثل سایر سینه زنها
بر سر و سینه ی خود زد . برای لحظاتی همه غافلگیر شدند . طلاب و شاگردانشان هر چه
کردند تا مانع بروز احساسات ایشان شوند، کاری از پیش نبردند .
علامه خود را به دریا سپرده بود ، ضجّه می زد ، سر و رویش با خاک و خس آشفته شده بود .
ناچار چندین تن از شاگردان قوی هیکل و خوش اندام ایشان ، اطراف وی را گرفتند که مبادا
زیر دست و پا بیفتند و آسیب ببینند .
شام غریبان زین العابدین سلماسى ، شاگرد مخصوص ایشان از علامه پرسید ، شما را
به صاحب این شب مقدس سوگند می دهم به من بگویید چه شد که شما بی اختیار وارد
دسته سینه زنی شدید و آنگونه به عزاداری پرداختید ؟ علامه در حالی که اشک می ریخت
گفت : وقتی به دسته ی سینه زنی رسیدم ، دیدم حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف )
با سر و پای برهنه میان سینه زنها به سر و سینه می زنند و گریه می کنند من هم
نتوانستم طاقت بیاورم ، پس در خدمت آن حضرت مشغول سینه زدن شدم .
عنایت آقا
محقق قمی صاحب کتاب قوانین می فرماید : من با علامه بحرالعلوم در درس آیت الله
وحید بهبهانی شرکت می کردیم و هم بحث بودیم . اغلب من برای ایشان بحث را تقریر
می کردم ، تا اینکه من به ایران آمدم و کم کم ، شهرت علمی سید بحرالعلوم به همه جا
رسید و من تعجب می کردم تا زمانی که خدا توفیق عنایت فرمود و به زیارت عتبات
مشرف شدم ، وقتی به نجف اشرف وارد شدم ، سید را ملاقات کردم . در خلال ملاقاتمان
مسأله ای مطرح شد ، دیدم سید ، همچون دریای موّاج و عمیق به پاسخ مسأله پرداخت ،
من با تعجب پرسیدم ؟ آقا ما که با هم بودیم شما این مرتبه را نداشتید و از من استفاده
می کردید ، حال شما را مانند دریا می بینم ، سید فرمود : میرزا این از اسرار است که به
تو می گویم تا من زنده ام به کسی نگو، و کتمان بدار، من قبول کردم .
پس فرمود : چگونه این طور نباشم و حال آنکه آقایم مرا شبی در مسجد کوفه به سینه ی
مبارک خود چسباند .این همه ثواب جای تعجب ندارد
نقل شده است که علامه بحرالعلوم به قصد تشرّف به کربلا به راه افتاد . در بین راه راجع به
مسأله گریه بر امام حسین(علیه السلام ) و ثواب و ارزش بی حصر و اندازه ی آن
فکر می کرد ، همان وقت متوجه شد که شخص عربى ، سوار اسب به او رسید و سلام
کرد و بعد پرسید : جناب سید درباره ی چه چیز فکر می کنی ؟ سید بحرالعلوم گفت :
درباره این فکر می کنم که چطور می شود خدای تعالی این همه ثواب به زائران و گریه
کنندگان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام ) عطا می کند ، مثلاً برای هر قدمی که
در راه زیارت آن حضرت برداشته می شود ، ثواب یک حج و عمره و برای هر
قطره اشک ، تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده میشود ؟
آن سوار عرب فرمود : تعجب نکن من برای شما مثالی می زنم تا مسأله برای
شما روشن شود ، پادشاهی به همراه وزراء و درباریان خود به شکار رفت در شکارگاه
از همراهانش دور افتاد و دچار رنج و گرسنگی و تشنگی شد در آن تنهایی که راه و چاره
ای نداشت ناگهان خیمه ای را دید و به طرف آن رفت ، در داخل آن خیمه پیرزنی با پسرش
زندگی می کردند . آنها فقط یک بز شیرده داشتند که از طریق آن امرار معاش می کردند ،
هنگامی که سلطان بر آنها وارد شد ، او را نشناختند ولی به خاطر پذیرایی از
مهمان و نجات او از گرسنگی و تشنگى ، بُزشان را سربریده و کباب کردند . زیرا چیز
دیگری برای پذیرایی نداشتند .
سلطان شب را همان جا خوابید . و روز بعد از ایشان جدا شد و هر طوری بود خود
را به قصر رساند . روزگار گذشت و بعد از مدتی پیرزن و پسرش بسیار فقیر و
محتاج شدند پس به دربار آن سلطان رفتند و به حضورش رسیدند و از او تقاضای کمک کردند .
سلطان تمام جریان را که بین او و این پیرزن و پسرش گذشته بود برای وزرای خود
تعریف کرد و از آنها پرسید :
اگر بخواهم پاداش مهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم ، چه عملی را باید انجام دهم
یکی از حضّار گفت : به او صد گوسفند بدهید . دیگرى ، که از وزیران بود ، گفتند :
صد گوسفند و صد اشرفی بدهید . یکی دیگر گفت : فلان مزرعه را به ایشان بدهید .
پس سلطان گفت : هر چه بدهم کم است زیرا آنها هر چه داشتند در طبق اخلاص
گذاشتند و به من دادند حال اگر من همه ی تاج و تخت و سلطنتم را به آنها بدهم تازه
سربه سر می شویم . پس سوار عرب به سید فرمود : حضرت سیدالشهداء (علیه السلام )
هر چه از مال و منال و اهل و عیال و حتی بدن بی جانش را همه و همه در راه خدا فدا
نمود پس اگر خداوند این همه ثواب و پاداش برای زائران و گریه کنندگان
امام حسین(علیه السلام ) معین کند باز هم نباید تعجب کرد
زیرا خدا که نمی تواند خدائیش را به سیدالشهداء (علیه السلام ) بدهد پس هر پاداشی
که در مقابل فداکاری امام حسین (علیه السلام ) به زائران و گریه کنندگان آن حضرت
عطا کند باز هم اندک و ناچیز است .
در این هنگام سوار عرب از نظر سید بحرالعلوم غایب شد!
غروب آفتاب
بیست و چهارم ذیحجه سال 1212 هجری قمری بود که روح بلند سید به ملکوت
اعلی پیوست و با غروب غمگین خویش قلب عاشقان و شیفتگان مکتب اهل بیت
(علیه السلام ) را داغدار و مجروح کرد . پس از آنکه خبر درگذشت بحرالعلوم در شهر نجف
منتشر شد سیل عظیم مردم سینه زنان و گریه کنان دور جنازه سید را گرفتند و در
سوگ آن اسوه ی تقوا و فضیلت به عزاداری پرداختند ، صدای ناله از شهر نجف اشرف
بالا می گرفت ملائکه هم با مردم آن سامان همناله شده بودند . پس از اینکه جنازه مطهر
سید بحرالعلوم بر دستان خیل عظیمی از مردم ، علاقه مندان و شاگردان آن یگانه
عصر تشیع گشت در صحن مطهر امیرمومنان (علیه السلام ) و در کنار مرقد
شیخ طوسی به خاک سپرده شد .
: مرتبه
عيد نوروز سرآغاز طراوت طبيعت و جوان شدن جهان و تازه شدن فضاي زندگي طبيعي انسان است. نوروز جشن بالندگي طبيعت، جشن آغازي دوباره و جشن ايرانيان كهن است. مورخان نوروز را جشن همگاني در فرهنگ ايران و بين النهرين و آيين نوروزي را يك سنت كهن مي دانند كه بنابه احتمال زياد اين جشن از هزاره سوم پيش از ميلاد يعني پنج هزار سال پيش در ايران رايج بوده است. البته بايد گفت نوروز تنها يك جشن نيست زيرا اگر چنين مي بود بسيار پيش از اين در طوفان حوادث روزگار ناپديد مي شد و امروز تنها نامي از آن باقي مي ماند.
نوروز از اساطير ايراني ريشه گرفته و از نخستين بافت هاي فرهنگي مردم است كه از نسلي به نسلي ديگر منتقل شده است. مردم معتقدند كه نوروز از آن دست آيين هايي است كه با فرهنگ ايراني زاده شده و تا امروز در تاروپود زندگي مردم به حيات خود ادامه داده است و در اين ميان هيچگاه پيوند خود را با مردم از دست نداده است.
ظهور اسلام و برخورد مسالمت آميز آن با ساير اديان و آيين ها از جمله اعتقادات مذهبي و ملي ايرانيان موجب شد كه مراسم و آداب مربوط به نوروز از جامعه اسلامي رخت برنبندد. با مسلمان شدن ايرانيان، نوروز اندك اندك با اعتقادات اسلامي آميخته شد.
ضمن اينكه اسلام هم از نوروز با عناوين مختلف به نيكي ياد كرد، در تعاليم اسلامي از ربيع و بهار كه سرآغاز سال نو مي باشد به عنوان ياد كرد رستاخيز سخن به ميان آورده است: اذا جاء الربيع فذكروا ذكرانشوراً يعني هنگامي كه بهار آمد پس ياد كنيد قيامت را.
حضرت علي(ع) در قسمتي از نامه معروف خود به مالك اشتر درباره رعايت رسوم و آيين هاي مردم تأكيد كرده مي فرماييد: (( آداب پسنديده اي را كه بندگان اين ملت به آن عمل كردن و ملت اسلام با آن پيوند خورده و رعيت با آن اصلاح شدن بر هم مزن...))
درست است كه اخبار و احاديث از نوروز به عنوان عيد نامبرده است اما دين مبين اسلام مانند برخي آداب و سنن تاريخي كه جنبه طبيعي و آموزنده دارند و براي آن فلسفه عقلايي و اجتماعي مطرح مي شود؛ در اينجا به تعدادي از روايات و برخي از برخوردهاي ائمه معصومين با نوروز اشاره مي كنيم:
1- علامه مجلسي حديثي از امام صادق(ع) در مورد نوروز نقل مي كند؛ امام(ع) مي فرمودند: امروز روزي است كه خداوند عهد ازل(پيمان جاودانه) را با مردم بست، روزي است كه نخستين بار خورشيد بدرخشد و باد بوزيدو...، روزي است كه كشتي نوع بر كوه جودي نشست؛ روزي است كه جبرئيل بر پيامبر فرود آمد، روزي است كه حضرت پيامبر(ص)، علي(ع) را بر شانه بلند كرد تا بتهاي كعبه را سرنگون ساخت، روزي است كه دستور داد مردم با علي(ع) بيعت كنند.روز است كه مردم براي بار دوم پس از مرگ عثمان با علي(ع) ايرانيان آن را نگاه داشتند.
به ادامه مطلب بروید............
: مرتبهادامه مطلب...
جلسه کامل شهادت حضرت معصومه علیهاسلام که تو هیئت یاابن الزهرا اصفهان برگزار شده
را میتوانید به صورت (mp3) و لینک غیر مستقیم دریافت کنید.
شرف زمین صنم زمان ناموس دین قطب امان(حمید علیمی) واحد
دنیا هرآنچه داری و هست از برای تو(حمید علیمی) سنگین*
زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست(حمید علیمی) واحد
دوباره مرغ روحم هوای کربلا کرد(حمید علیمی) شور
امیر نیزه نشین ای برادر زینب(حمید علیمی) شور*
از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین(حمید علیمی) شور
: مرتبهاز این فیلتر شکن ها که وارد دنیای انسان ها شده اند می توان به تعصب غیر صحیح، تقلید کور کورانه، پیروی کردن از اکثریت، مد گرایی، پیروی کردن از عادات زشت اجتماعی و غیره اشاره نمود.
وقتی انسان مرتکب گناه می شود به مرور و تکرار گناه ها خودش را از خدا دورتر می کند و کم کم گناهان فیلترهایی می شوند که مانع ارتباط انسان با خدای خودش می گردند در این نوشته قصد داریم فیلتر شکن هایی رو معرفی کنیم که با استفاده از انها هیچ فیلتری نمی تواند مانع شما شود.
۱- نماز: بهترین فیلتر شکن دنیا که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن را امضا و مهر کرده خصوصیت مهم این فیلتر شکن این است که مانع می شود انسان با گناه کردن فیلترهایی رو بین خودش و خداش ایجاد کند … اگه باور ندارید این آیه رو بخوانید ” ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/۴۴
۲- قرآن : لنگه نداره همه کسانی که متخصص هستند از این فیلتر شکن بی بدیل استفاده می کنند و جلوی کلام خدای تبارک و تعالی زانو می زنند برای استفاده از این فیلتر شکن آن را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید.
۳- ولایت: این فیلتر شکن بسیار قوی عمل می کنه برای استفاده از آن باید علاوه بر اعتقاد و محبت اهل بیت علیهم السلام انسان به سلاح عمل هم مجهز باشد و اطاعت پذیری از ولایت جزء لا ینفک وجودش باشد .
: مرتبهعاقـل آن نیست که علامـه ی دوران باشد عاقل آن است که از عشق رُخَت مجنون است
تاظهورت نشود شیعه ی تو غمگین است یـاد تـو بر دل غمــدیـده ی ما تســــکین است
قسم به شبنم روی برگ ها که گواهی اشک های من در فراق توست...؛
من که نادیـده خریـدار گـــل روی تــوأم چون گدایان همه جا معتکف موی توأم
همه شب در پی تو دیده به در می دوزم به خدا منتظــر آن رُخ دلـــجوی تــوأم
غروب غم هایت را به هر بهایی خریدارم یا مهدی...
اللــهمّ عجـّــل لولیّـــک الفــــــرج
: مرتبه







